سرگرمی های هانی ؛قبل از خواب 2
صبح زود مامان و بابایی میرن سرکار و منو تنها میزارن واسه همین شب که میان خونه من از شوق حضورشون خواب از چشام میپره و اصلا دوس ندارم بخوابم و همش دوست دارم بیدار باشم و بازی کنم اینه که شبها نمیخوابم و همش در حال بالا و پایین پریدنم اما کیه که درک کنه و همش میگن هانی شیطونه و نمیخوابه البته مامانی میگه کلا من کم خوابم و ربع ساعت در روز هم اگر بخوابم واسه یه روز شارژه شارژم دقیق نمیدونم ساعت چنده /؟/ ولی میدونم که مامانی سعی کرد منو بخوابونه نتونست واسه همین به بابایی پیشنهاد داد که بریم بیرون یه دوری بزنیم بلکه آقا هانی خسته بشه و خوابش بیاد توی راه که میرفتیم بابایی تصمیم گرفت منو ببره نیروگاه پیش همکاراش که ش...
نویسنده :
از زبان هاني
17:32












